شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت
روی مه پیکـــر او سـیـــرندیدیم و برفت
گویی ازصحبت ما نیک به تنگ امده بود
بار بربست وبه گردش نرسیدیم و برفت
همچو حافظ همه شب ناله و زاری کردیم
کای دریغا به وداعش نرسیدیم و برفت

نوشته شده توسط آسیه زاهدی در سه شنبه 1388/06/31 ساعت 0:54 | لینک ثابت |
آخر ماه رمضونی عجیب دلم گرفته![]()
![]()
هر چی می گردم هر چی دلم رو زیرو بالا می کنم نمی دونم چرا ؟؟؟؟؟؟
اما یه جایی یه چیزی رو خوندم که خیلی به دلم نشست دوست داشتم برا شما هم بنویسم ![]()
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
باديه نشينى را گفتند: فرداى قيامت پروردگار، به حسابت رسيدگى مى كند. گفت : اى فلان ! مرا شاد كردى . زيرا چون كريم به حساب رسيدگى كند، بخشندگى كند.
نوشته شده توسط آسیه زاهدی در پنجشنبه 1388/06/26 ساعت 0:44 | لینک ثابت |

